پذیرش حضوری و آنلاین · مشاوره نوجوان،خانواده و کودک

چرا بعضی مشکلات مدام تکرار می‌شوند؟ نقش روابط در زندگی ما

سارا سالک ۲۴ شهریور ۱۴۰۵ ۳ دقیقه مطالعه روابط عاطفی
چرا بعضی مشکلات مدام تکرار می‌شوند؟ نقش روابط در زندگی ما

چرا بعضی مشکلات مدام تکرار می‌شوند؟ چرا هرچه بیشتر تلاش می‌کنیم، بعضی مشکلات بدتر می‌شوند؟

گاهی آنچه ما به‌عنوان «مشکل» تجربه می‌کنیم، فقط به خود ما مربوط نیست؛ بلکه در رابطه ما با دیگران و نحوه تعامل‌مان با محیط شکل می‌گیرد و ادامه پیدا می‌کند.، زیرا فرد جدا از روابطش تعریف نمی‌شود. همان‌گونه که ما بر روابط و محیط پیرامون اثر می‌گذاریم متقابلا از آن نیز تاثیر می‌پذیریم، مانند آنچه در خانواده، رابطه زوجی، روابط دوستانه، محیط کار و سایر بخش‌های زندگی‌ هر فرد به وقوع می‌پیوندد.

دشواری‌های زندگی، همیشه مشکل نیستند زندگی در مراحل مختلف خود با تغییرات و دشواری‌هایی همراه است: بیماری، سوگ و از دست دادن، تصادف، تغییر شغل، ازدواج، جدایی، مهاجرت، ورود به دانشگاه، نوجوانی، تولد فرزند یا حتی تنها زندگی کردن. این اتفاق‌ها لزوماً «اختلال» یا «مشکل» نیستند؛ اما نیازمند سازگاری و مدیریت هستند. وقتی این تغییرات به‌درستی مدیریت نمی‌شود، ممکن است به بخش‌های دیگر زندگی نیز سرایت کند؛ برای مثال یک تعارض حل‌نشده در رابطه زوجین می‌تواند بر رابطه با فرزندان، عملکرد شغلی یا سلامت روان فرد اثر بگذارد.

بنابراین نه لازم است دشواری‌ و تغییرات زندگی را بیش از حد بزرگ کنیم و نه آنها را نادیده بگیریم یا عادی جلوه دهیم. مهم این است که در هر مرحله، دشواری های زندگی را بشناسیم، آن را بپذیریم و برای سازگار شدن با آن راهکار مناسبی پیدا کنیم.

گاهی راه‌حل ما، مشکل را بزرگ‌تر می‌کند گاهی فرد یا اعضای خانواده برای حل یک مشکل، رفتاری را بارها تکرار می‌کنند؛ اما همین تلاش برای حل مشکل، ناخواسته باعث تداوم یا تشدید آن می‌شود. مثلاً والدینی را تصور کنید که نگران نوجوان خود هستند و به دلیل دیر آمدن به خانه یا انجام ندادن تکالیف، دائماً او را کنترل، سرزنش و تحت فشار قرار می‌دهند. نوجوان در پاسخ، بیشتر مقاومت می‌کند، بحث می‌کند و قوانین را نادیده می‌گیرد. والدین نیز با دیدن این رفتار، کنترل و فشار را بیشتر می‌کنند و این چرخه دوباره تکرار می‌شود.

در اینجا هر دو طرف تلاش می‌کنند مشکل را حل کنند، اما الگوی تعامل آنها به یک حلقه باطل تبدیل شده است. همین الگو می‌تواند در بسیاری از مشکلات دیگر نیز دیده شود؛ برای مثال در تعارض‌های زوجین، لجبازی کودک، بی‌خوابی یا حتی در مواجهه با فردی که افسرده است. گاهی تلاش مداوم برای تغییر حال فرد، متقاعد کردن او برای «مثبت فکر کردن» یا مجبور کردن او به انجام کاری، می‌تواند فشار بیشتری ایجاد کند و نتیجه معکوس داشته باشد.

تغییر، همیشه با فشار بیشتر اتفاق نمی‌افتد یکی از قدم‌های مهم این است که ببینیم چه چیزی در چرخه مشکل، آن را حفظ می‌کند. آدم‌ها وقتی تحت فشار و در تنگنا قرار می‌گیرند، اغلب همان راه‌هایی را که بلدند، با شدت بیشتری تکرار می‌کنند. بنابراین ممکن است افزایش کنترل، توضیح دادن بیشتر، بحث کردن، نصیحت کردن یا تلاش برای مجبور کردن دیگری، دقیقاً همان چرخه‌ای را تقویت کند که می‌خواهیم متوقفش کنیم.

گاهی راه‌حل، نه «بیشتر انجام دادن»، بلکه متفاوت عمل کردن است؛ خارج شدن از بازی قدرت، کاهش فشار، تغییر نحوه ارتباط و ایجاد تغییرات کوچک و قابل‌اجرا. گاهی برای تغییر یک مشکل، لازم نیست فرد را تغییر دهیم؛ کافی است الگوی رابطه و تعاملی را که مشکل را حفظ می‌کند، تغییر دهیم.

سارا سالک

سارا سالک

روانشناس خانواده، کودک و نوجوان · کارشناس ارشد روانشناسی بالینی (خانواده درمانی)

بیش از ده سال است که در حوزه سلامت کودکان، نوجوانان ، جوانان و خانواده ها کار می‌کنم. اینجا سعی می کنم از موضوعات و مشکلات پر تکرارتر و پژوهش های جدید در حوزه سلامت روان صحبت کنم و آن ها را به زبان ساده و قابل فهم بنویسم.

رزرو وقت مشاوره

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تغییر با قدم های بزرگ آغاز نمی شود، گاهی یک گفت وگوی امن آغاز مسیر است

اولین قدم، یک گفت‌وگوی کوتاه است. فرم تماس را پر کنید یا تماس بگیرید تا وقت مشاوره برایتان هماهنگ شود.